الفيض الكاشاني
229
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مىكنند ؛ پس از مال خود صدقه مىدهد تا بگويند : او از مال خود صدقه مىدهد چگونه مال ديگران را حلال مىداند ؟ همچنين كسى كه متّهم به داشتن رابطهء نامشروع با زنى يا پسر بچّهاى است و با خشوع و اظهار تقوا مىخواهد تهمت را از خود دور سازد . درجهء دوّم اين است كه هدفش رسيدن به لذّت مباح از لذّتهاى دنياست مانند مال يا ازدواج با زنى زيبا يا بزرگوار مانند كسى كه اظهار اندوه و گريه مىكند و به موعظه و پند مشغول مىشود تا مال به او ببخشند و زنان به ازدواج با او رغبت كنند . پس قصدش يا ازدواج با زن معيّنى است ، يا به طور نامعين با زنى بزرگ قصد ازدواج دارد يا مانند كسى كه مايل است با دختر عالمى يا عابدى ازدواج كند . از اين رو اظهار علم و عبادت مىكند تا وى دختر خود را به ازدواج با او ترغيب كند . اين ريا ممنوع است ، زيرا اين رياكار با عبادت خدا در پى كالاى دنياست ولى كيفر اين نوع ريا كمتر از نوع اوّل است ، چرا كه آنچه مطلوب اوست مباح است . درجهء سوّم اين است كه قصدش رسيدن به لذّتى و به دست آوردن مالى يا ازدواجى است ، ولى از بيم آن كه مبادا به او به ديدهء نقص بنگرند و از زاهدان و خواص شمرده نشود و او را جزء عوام بدانند اظهار عبادت مىكند ؛ مانند كسى كه با شتاب راه مىرود و پس از آگاه شدن مردم از حال او آرام راه مىرود و عجله نمىكند تا نگويند : سبك است و اهل وقار نيست . همچنين مبادرت به خنده و شوخى مىكند و بيم آن دارد كه به چشم حقارت به دو بنگرند و پس از خنده و شوخى استغفار مىكند آه سردى مىكشد و خود را غمگين نشان مىدهد و مىگويد : چه بسيار انسان از خود غافل است ، در حالى كه خدا مىداند اگر در خلوت باشد اين عمل بر او گران نمىآيد ، و تنها از آن مىترسد كه به چشم حقارت به دو بنگرند نه به ديدهء احترام ، و مانند كسى كه مىبيند گروهى نماز مستحبّى مىخوانند يا نماز شب يا روزهء مستحبّى مىگيرند يا صدقه مىدهند و از بيم آن كه مبادا به كاهلى منسوب شود و به عوام ملحق گردد ، با آنها در اين اعمال همراهى